داستان واقعی تلخ و شیرین

حدود دو سال قبل با جوانی ۱۹ ساله برخورد کردم که او را سالها در مراکز نگهداری بهزیستی می دیدم نوجوانی بسیار زیبا، تمیز و شیک پوش که در حال بحث و دعوا با دو جوان دیگر بود جلو رفتم کمی آنها را آرام کردم یکی از آن دو نفر گفت آقا اگر ایشون را می شناسید از قول ایشون پول ما را بدین و بعد ازش بگیرید من گفتم آنقدر نمی شناسم ولی جریان از چه قراره؟ گفتند حدود ۳ ماهه ۱۵ هزار تومان پول از ما قرض گرفته ولی همیشه می گه ندارم گفتم خوب حتماً نداره تهیه می کنه می پردازه یکیشون گفت کسی که پول نداره مواد مصرف نمی کنه آن لحظه خیلی تعجب کردم اصلاً شوکه شدم نگاهی به صورت او انداختم گفتم درست می گوید او سرش را پایین انداخت روی صورت خود را گرفت من هم که از او توقع نداشتم خیلی ناراحت شدم گوش او را گرفتم و بلند گفتم تو چرا؟! حیف نبود گفت: آقا دیگه دیر شده الان چند ماهه دوستان مرا نابود کردند. گفتم مگر تو عقل و منطق نداشتی؟ گفت من کسی را نداشتم روزی که ۱۸ ساله شدم مرا از مرکز ترخیص کردند نزد  تنها عمویم رفتم که حدود ۱۰ سال او را ندیده بودم او هم در وضعیت بسیار نامناسبی (اعتیاد) بسر می برد گفت بشرطی می توانی منزل بیایی تا با من همکاری کنی و من به تو پول  بدهم، من هم قبول کردم و رفتم  تا اینکه خودم هم گرفتار شدم ولی اگر کسی را داشتم و یا پس اندازی داشتم از آن به درستی استفاده می کردم و یا با مشورت دیگران شغلی دست و پا می کردم یا ازدواج می کردم اما به هر کس که گفتم و هر چه دنبال کار رفتم نتیجه ای حاصل نشد، پیش دانشگاهی را هم پشت سرگذاشتم و اشکش جاری شد من احساس کردم شرایط خوبی ندارد بالاخره خداحافظی کردم و رفتم حدود ۶ ماه گذشت با یکی از دوستان که تازه شرکت زده بود مشورت کردم  که قرار شد به او  کار بدهد. بدنبال آدرسش رفتم در کمال ناباوری از یکی از همسایگان عمویش شنیدم جدا شده و لیکن حدود یک ماه قبلش بدلیل تزریق مواد مخدر جنازه او را از خرابه ها پیدا کردند خیلی تأسف خوردم. برایم باور کردنی نبود ، خودم را سرزنش کردم که چرا زودتر نتوانستم برایش اقدامی انجام دهم
با خودم عهد کردم تا برای چنین فرزندانی بعد از ترخیص از مراکز بهزیستی و یا فراری از خانواده ها با مشکلات فرا رو فکری اساسی بشود بالاخره با فکرهای متفاوت و بی نتیجه ، بالاخره تصمیم گرفتم با پیشنهاد کردن بیمه عمر و سرمایه گذاری و اجرایی کردن آن در خصوص کودکان زیر ۷ سال یتیم، بی سرپرست و بدسرپرست به شرکتهای بیمه اقدام کنم که شرایط انجمن را بیمه کار آفرین پذیرفت که به لطف خداوند و همت خیرین بزرگوار و با همکاری سازمان بهزیستی و با تأمین بودجه توسط جناب آقای مهندس اشکان تقی پور مدیر محترم امور اجرایی انجمن تاکنون بیمه عمر و سرمایه گذاری ۶۰ کودک با هزینه ای معادل  ۰۰۰ / ۰۰۰ / ۱۵۰ ریال صادر شده است که از طریق همین سایت اسامی آنان با مشخصات کامل اعلام  شده و مدارک حدود سیصد کودک دیگر آماده صدور بیمه نامه است و به انتظار تأمین بودجه مالی لحظه شماری      می کنیم در این طرح با برگزاری همایشهای سالانه و یا فصلی جهت کنترل و هماهنگی در روند تحصیلی و زندگی سالم آنان (کودکان معصوم و گریان امروز، جوانان برومند فردا) ضمن برخورداری از سرمایه فوت احتمالی، درمان امراض خاص، دریافت وام بدون ضامن و ..... بعد از ۲۰ سال سرمایه ای حدوداً معادل ۰۰۰ / ۰۰۰ / ۰۰۰ / ۱  ریال و به عبارتی یکصد میلیون تومان خواهند داشت که می توانند در راستای ادامه تحصیل، سرمایه کار، تأمین جهیزیه و ازدواج مورد استفاده قرار دهند و یا می توانند با وجود سرمایه فوق حقوق بگیر شرکت بیمه کار آفرین شوند بنظر می رسد در این طرح معنوی و سرمایه ای افراد یاد شده برای همیشه زندگی قابل قبولی را دنبال کنند و از انحرافات اخلاقی، اجتماعی بویژه اعتیاد صنعتی رهایی یابند و دعای خیرشان بدرقه راه متولیان امر بویژه حامیان نیکوکار و سرمایه گذار باشد. به امید تامین  بودجه و اعتباری که برای مدت ۲۰ سال بتوان سالانه هزینه بیمه افراد یاد شده را پرداخت. تا از دغدغه های اینجانب ، مشکلات و بحرانهای جوانان اینده نیز کاسته شود، به امید آنروز.
                                                                                                           محمد کاربخش

تماس با ما

bottom logo3

آدرس دفتر کرمان: خیابان بهشتی، جنب شرکت نفت، انتهای کوچه شماره 5، پلاک 29، کد پستی:7619736333
تلفن:32476130-034، فاکس:32476131-034، همراه:09133434826
آدرس دفتر تهران: میدان آرژانیتن، خیابان خالد اسلامبولی، خیابان11، بن بست نیلوفر، پلاک1، واحد1، کد پستی:1513745713
تلفاکس:88722418-021،

تصاویر تصادفی

پیشرفت پروژه ها